محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

93

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

( عربىِ ) آزاد شدگان « قريش » و « ثقيف » ، تفاوت قائل شده و تعبير بهترى براى قريش ، به كار برده است ( لفظ « طُلقا » براى قريش و « عُتقا » براى ثقيف ) . اگر معناى آزادگان يا آزاد شدگان چنين باشد ، خطاب پيامبر صلى الله عليه و آله به قريش ، با اين لفظ ، مستلزم آن است كه آنها در آن هنگام بنده و برده و اسير بوده باشند و پيامبر صلى الله عليه و آله به آنها عنايت كرد و آزادشان ساخت و اگر چنين نبود ، لزومى نداشت نظر قريش را در مورد برخوردى كه با آنها كرده است ، جويا شود و اين از روشن‌ترين دلايل مبنى بر به زور گرفتن مكه است و اين استدلال پاسخى ندارد ، جز آنكه گفته شود كه اين روايت مرسل است و به روايت مرسل نمىتوان استدلال كرد كه اگر همچنين باشد ، در مورد فتح مكه از راه جنگ دلايل ديگرى هم وجود دارد كه آنها را ذكر كرديم . ازرقى خطبهء پيامبر صلى الله عليه و آله را در روز فتح مكه با لفظى نزديك به معناى پيش گفته و اندكى مفصل‌تر ، ذكر كرده است . متن روايت ازرقى - آنگونه كه از وى نقل شده و با سندى كه به خود او مىرسد - از اين قرار است : جدّم احمدبن محمد وابراهيم‌بن محمد شافعى ، برايم گفته‌اند كه : مسلم‌بن خالد به نقل از عبداللَّه بن عبدالرحمن‌بن ابىحسين به نقل از عطاء بن ابىرباح و حسن‌بن ابىالحسن و طاوس نقل كرده‌اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در روز فتح مكه وارد مسجد الحرام شد و دو ركعت نماز به جاى آورد و آن گاه برخاست . مردم به گرد كعبه جمع شده بودند . حضرت صلى الله عليه و آله دو طرف در را گرفت و فرمود : سپاس خداى را كه وعده‌اش راست آمد و بندگانش را يارى داد و گروه‌هاى دشمن را شكست داد . چه مىگوييد و چه گمان داريد ؟ گفتند : در حق تو نيك مىگوييم و گمان نيك داريم . برادرى بزرگوار و برادرزاده‌اى بزرگوار هستى . حال كه قدرت يافته‌اى در گذر و عفو كن . فرمود : من همان سخنى را به شما مىگويم كه برادرم يوسف عليه السلام گفت : لا تَثْرِيبَ عَلَيْكُمُ الْيَوْمَ يَغْفِرُ اللَّهُ لَكُمْ وَ هُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ ؛ « 1 » « امروز شما را سرزنش نبايد كرد . خدا شما را مىبخشايد كه او مهربان‌ترين مهربانان است . » « 2 » همچنين آنچه ثابت مىكند فتح مكه از راه

--> ( 1 ) - اخبار مكه ، ج 2 ، ص 121 . ( مؤلّف در ابتدا وعده داده بود كه عين روايت را نقل كند ! ) . ( 2 ) - يوسف : 92